تولد سپیده جونم
چند روز قبل سپیده دوست دوران دانشگاه مامان بهم زنگ زد وبرای تولدش مارو به همون کافی شاپ قبلی که تولد الهام دوس جونم رو گرفتیم دعوتمون کرد البته این دفعه مهمونیمون خیلی صمیمی تر بود چون فقط الهام سپیده ومامان وعشق مامان یعنی آرین جون بودیم صبح اون روز دوست مامان زهرا زنگ زد که بیاد خونمون وقتی اومد سه تایی رفتیم بیرون که واسه سپیده جون کادو بگیریم و البته واسه خودمون هم خرید کنیم بعد از دوساعت گشت وگذار موفق به خرید کادو شدیم و برگشتیم خونه وناهار خوردیم و شمارو حمام کردیم ساعتای 5:30 آماده شدیم که بریم کافی شاپ که زهرا و آقای خواستگارش مارو زحمت کشیدن ورسوندن به مقصدمون از اونا خداحافظی کردیم وبا سپیده والهام رفتیم کافی شاپ نیم ساعت اولش شما خواب بودی ولی بعد از نیم ساعت یعنی دقیقا همزمان بااوردن کیک تولد جیگر مامان از خواب بیدار شدو فعالیتش رو شروع کرد تا تونست شلوغ کاری کردبعد از 3ساعت شلوغ کاری دیگه مامان کم اورد ومجبورشدیم که برگردیم


سپیده جونم تولدت مبارک


تولد سپیده جونم
